بی بی های ما پایِ دار  قالی حرف‏هایی می‏زدند... می‏گفتند تار و پودی که زنِ آبستن و زائو زده باشد، شل و وارفته است. فرشی که پیرزن بافته باشد، گرم است و به دردِ خوابِ زمستان می‏خورد... فرشِ دخترِ مجرد، تیزرنگ است و چشم را می‏زند... اما همان‏ها می‏گفتند که امان از قالیِ نوعروس و دخترِ عاشق... نقش‏ش هزار راه می‏رود و زیرِ بال و پرِ مرغ، اما عوض‏ش تا بخواهی جان دارد...


قِـیدار/ حضرت رضا امیرخانی