از وقتی یادم می آید همیشه پشت سرش بد حرف میزدند و میگفتند کتاب هایش بدند و مناسب تو نیستند و با خواندنش خودت را بدبخت میکنی... هیچ نویسنده ای توصیفاتش را نداشت، رک بود و راست. نه حرف را می پیچاند و نه با کنایه حرف میزد، حرف هایش را می شود صدایشان را بویید و رنگشان را شنید. سخت مینوشت و سخت میفهمید کسی که نوشته هایش را میخواند. شاید اینکه کسی خوشش نمیامد و پشت سرش حرف میزد به همین خاطر بود که حرفش را نمی فهمیدند. 

صادق خان هدایت حرف دل را میزد، حقیقت میگفت و به مزاق خیلی ها خوش نمیامد برای همین است میگویند حقیقت تلخ است ولی تلخ هم مزه ای ست برای خودش، شیرین و دلچسب.

پ.ن: حتما داستان عروسک پشت پرده اش را بخوانید

پ.ن۲: عکس را پلیس ها گرفتند وقتی که بر سر بدن بی جانش رسیدند

خدا از سر تقصیراتش بگذرد... آمین